به سالهای پربار همکاری با تو افتخار می کنیم.

به سالهای پربار همکاری با تو افتخار می کنیم.
امروز دنیای پردازش با دلی شکسته و چشمهایی اشک آلود، به خود میبالد و به داشتن توفیق حسن همکاری چند ساله، با بانویی به واقع مهربان، مسئول، زبده، تیزهوش و دلسوز افتخار می کند.دنیای پردازش امروز از بانویی خداحافظی می کند که از نتایج زحماتش خودش و مشتریان شرکت تا دهه ها بهره مند خواهند شد.

"اگر یک ساعت زودتر می رسیدم، پدرم نمی مرد. سکته کرده بود و هیچ کس نبود اورژانس خبر کند."

آریا، پسر یکی از تجار بزرگ ایرانی بود. مادرش انگلیسی بود و به همین دلیل در انگلیس و با فرهنگی اندکی متفاوت از ما بزرگ شده بود. فارسی دست و پا شکسته ای حرف می زد. حین پیگیری کارهای خیریه برای یکی از بچه های یتیم عزیزمون با او آشنا شدم. برای رسیدگی به یکسری املاک و خیریه پدرش  به ایران آمده بود. وقتی داستان دراماتیک جداییش از پدر و فوت ایشان را تعریف می کرد، خیلی  متاثر شدم. اشک در چشمانم جمع شد.

"میتوانیم به جای غصه پراکنی، قدردان باشیم و سپاسگذار، میتوانیم 52 سال زندگی یک مرد نورانی را جشن بگیریم، که خیلی کارهای خوب در زندگیش کرد و یک زندگی غنی داشت."

اینها جملاتی بود که آریا، برای تسکین من می گفت!

امروز دنیای پردازش با دلی شکسته و چشمهایی اشک آلود، به خود میبالد و به داشتن توفیق حسن همکاری چند ساله، با سرکار خانم مهندس ایازی، بانویی به واقع مهربان، مسئول، زبده، تیزهوش و دلسوز افتخار می کند. دنیای پردازش امروز از بانویی خداحافظی می کند که از نتایج زحماتش خودش و مشتریان شرکت تا دهه ها بهره مند خواهند شد.

لبخند زیبایش هدیه ای برای شما تا مرحمی باشد برای دلهای تنگتان.

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ ۱۷:۲۵

نظرات بینندگان


تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید